الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
383
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) دو دانه دو دانه بخوريد ، زيرا اين روش مستحب است . ابن عكاشه به آن حضرت گفت : چرا براى جعفر زن نمىگيرى ، او به عمر ازدواج رسيده ، گويد : برابر آن حضرت يك كيسهء پول سر بمهرى بود ، فرمود : به زودى يك بنده فروشى از بربر مىآيد و در دار ميمون منزل مىكند و با اين كيسهء پول براى او يك دخترى مىخريم ، از اين موضوع مدتى گذشت و يك روز ما خدمت امام باقر ( ع ) رسيديم ، فرمود : به شما گزارش آن بنده فروشى را كه گفتم ندهم ؟ او آمده است برويد با اين كيسهء پول يك دخترى از او بخريد . گويد : ما نزد آن بنده فروش آمديم ، گفت : هر چه داشتم فروختم جز دو دخترك بيمار كه يكى از آنها از ديگرى بهتر است ، گفتيم : آنها را بياور تا ببينيم ، آنها را بيرون آورد ، گفتيم : اين خوش اندامت را به چند مىفروشى ؟ گفت : به 70 اشرفى ، گفتيم : احسان كن ، گفت : از 70 اشرفى كم نمىكنم ، به او گفتيم : ما آن را به اين كيسهء سر بسته مىخريم هر چه باشد ما نمىدانيم در ميان آن چند اشرفى است . مردى كه سر و ريش سپيدى داشت نزد او بود ، گفت : كيسه را باز كنيد و بكشيد ، بنده فروش گفت : باز نكنيد كه اگر يك نخود از 70 اشرفى كم باشد من آن را به شما نفروشم ، آن پير مرد گفت : جلو بيائيد ، جلو رفتيم و مهر برداشتيم و اشرفىها را كشيديم ، به ناگاه آن 70 دينار بود نه كم و نه بيش و آن دخترك را گرفتيم و آورديم خدمت امام باقر ( ع ) ، و جعفر نزد آن حضرت ايستاده بود ، و به امام از آنچه شده بود گزارش داديم . خدا را سپاس گفت و ستايش كرد ، سپس به آن دخترك